فواید یوگای خنده





کارگاه های خنده در سراسر جهان با استناد به تحقیقات روانشناسان مبنی بر اینکه خنده موجب ازدیاد طول عمر می شود و استقامت را در مواجهه با مشکلات و بیماری ها دو چندان می کند رو به گسترش است.
با افزایش اضطراب نگرانی و تنش در زندگی شادمانی و نشاط جای خود را به غم و اندوه می دهند و عملاً جایی برای خنده و تفریح باقی نمی ماند. اما چه کنیم تا خنده و شادی به زندگی ما باز گردد و اساساً آیا راهی برای بازیابی آن وجود دارد یا خیر؟ پاسخ این سئوال مثبت است اما باید یادآور شد که راه دستیابی به خنده و شادی در افراد مختلف متفاوت است. تعریف لطیفه، لودگی، تماشای نمایش های کمدی، شرکت در سمینار های خنده، استفاده از کتاب های خودآموز شوخ طبعی، گوش دادن به نوار های مسرت بار و انجام تمرین های خنده تنها چند مورد از مواردی هستند که می توانند خنده و شادی را مجدداً برای ما به ارمغان بیاورند.
دکتر مادان کاتاریا از هندوستان با تاکید بر فواید فردی و اجتماعی خنده گفت: «دو نوع خنده وجود دارد. یکی خنده ای که از سر شوخ طبعی و مزاح بروز می کند که مستلزم مهارت های خاص ذهنی و ارتباطی است و از عهده همگان خارج است و دیگری خنده درونی است که ماهیت عاطفی و بی آلایش دارد و دستیابی به آن برای همه امکان پذیر است.» وی افزود: «شوخ طبعی خصیصه کودکان نیست اما کودکان برای خندیدن نیازی به شیوه های فوق الذکر ندارند. کودکان می خندند چون خنده از درون آنها برمی آید.» دکتر کاتاریا که فلسفه و تمرین های یوگای خنده را براساس خنده درونی بنا نهاده بود گفت: «یوگای خنده پل ارتباطی میان خنده های فیزیکی و درونی است. افرادی که در باشگاه های خنده حضور پیدا می کنند برای رهایی از قید و بند های اجتماعی و وقفه های ذهنی حرکات جسمی و ارتباطات بصری خاصی را انجام می دهند. این تمرین ها ممکن است لزوماً منتج به خنده و قهقهه نشوند اما بدون شک خنده مسری است و می تواند از طریق چشم و نگاه به دیگران منتقل شود.» وی در ادامه گفت: «اعضای باشگاه خنده باید در حین انجام تمرین های یوگای خنده تمایل به خنده و شوخی داشته باشند چون در غیر این صورت هیچ یک از این تمرین ها مثمرثمر نخواهد بود
خنده های واقعی
براساس روش NLP بدن ما فرق میان خنده های واقعی و تصنعی را درک نمی کند از این رو خنده های غیرواقعی نیز می توانند دارای تاثیری مشابه با خنده های واقعی باشند. دکتر کاتاریا در رابطه با نحوه عملکرد باشگاه های خنده گفت: «تمرین های یوگای خنده همواره با نرمش، تنفس های عمیق، دست زدن و خواندن آواز هایی مانند «هوهو هاها» آغاز می شود. زمانی که اعضای گروه با یکدیگر صمیمی تر می شوند و اعتماد به نفس لازم را کسب می کنند تمرینات یوگای خنده وارد مرحله جدی تری می شود. یکی از تمرین هایی که اعضای گروه در مراحل پیشرفته انجام می دهند خنده سیمبا «Simba» است. که در آن افراد ضمن زبان درازی کردن به یکدیگر می خندند…»
باب پیرس (Bob Pearce) مربی یکی از کارگاه های خنده در لندن معتقد است: «حماقت در وجود تمام انسان ها نهفته است. اما جوامع کنونی به انسان ها فرصت و اجازه ابراز احساسات و عقاید احمقانه را نمی دهند. هیچ کس دوست ندارد احمق یا دیوانه تلقی شود. اما لودگی و دلقک بازی در کارگاه های خنده ماهیت دیگری دارد. لودگی در این تمرین ها بیش از اینکه یک پدیده خارجی باشد یک پدیده درونی است. ما در این نوع لودگی نقش بازی نمی کنیم بلکه تمام نقاب های اجتماعی را از روی صورت خود برمی داریم.» زمانی که می خندیم بدن ما به لحاظ علمی وارد وضعیت عاطفی سازنده ای به نام استرسمی شود که دقیقاً در نقطه مقابل دیسترس «distress» قرار دارد.
به طور کلی دو نوع استرس وجود دارد. استرس های سازنده و مفید مانند استرس هایی که در آستانه ازدواج به ما دست می دهد؛ و استرس هایی مخرب و ویرانگر یا distress مانند استرس هایی که ما به هنگام از دست دادن شغل خود با آنها دست به گریبان می شویم. استرس های بد و مخرب موجب افزایش هورمون های استرس زایی از قبیل کورتیزول و بتااندورفین می شود اما استرس های سازنده میزان پادتن immunogoblins را در بدن افزایش می دهند و سیستم دفاعی بدن را تقویت می کنند.

دکتر لی ا س برک یکی از محققان دانشگاه Loma Linda کالیفرنیا گفت: «سیستم ایمنی بدن با مغز و متعاقباً با عواطف و احساسات بشری در ارتباط است.» برک با تایید تئوری استرس به مطالعات روانشناختی خاصی اشاره کرد که طی آن فعالیت های ذهنی گروهی از افراد به هنگام خندیدن و انجام فعالیت های مسرت بخش به ثبت رسیده بود. وی در این خصوص اظهار داشت: «محققان پس از بررسی نتایج به دست آمده از این مطالعات دریافتند که خنده تمام اقشار مغز را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین طبق آزمایشات خونی که قبل و بعد از انجام فعالیت های مذکور از این افراد به عمل آمده بود تعداد لنفوسیت های موجود در بدن این افراد به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود. وجود لنفوسیت در بدن موجب تقویت سیستم دفاعی بدن می شود. به طور مثال سلول های بدن ما هر روز در تغییر و تحول هستند. اما گاه این تغییرات ممکن است منجر به ایجاد سلول های سرطان زای کار سینوژنیک شود که در چنین مواقعی بدن با استفاده از لنفوسیت ها به مقابله با آنها می پردازد
فقط ده دقیقه
ایده شفابخش بودن خنده برای اولین بار در سال ۱۹۷۹ و با انتشار کتاب«آناتومی یک بیماری» به قلم نورمن کازینز مطرح شد.
نورمن در سال ۱۹۶۴ به بیماری ankylosing spondylitis که یک بیماری کولاژنی است مبتلا شد. او در ابتدا برای التیام درد حاصل از این بیماری در روز بیش از ۲۶قرص آسپرین، خواب آور و کدئین دار مصرف می کرد اما به مرور زمان مصرف این قرص ها جای خود را به دوز های خنده داد. کازینز متوجه شد که با ۱۰ دقیقه خنده در روز می تواند به چند ساعت خواب بدون درد دست پیدا کند.
وی پس از پی بردن به تاثیر حیرت انگیز خنده در برطرف کردن درد با نگاه کردن فیلم های برادران مارکس و خواندن داستان های فکاهی همچنان به خنده درمانی پرداخت و تا جایی پیش رفت که توانست بدون مصرف دارو بر این بیماری غلبه کند. وی بعد ها در کتاب خود به تاثیر فوق العاده زیاد خنده در تسکین درد های خود اشاره کرد اما گفته های او به شدت از سوی متخصصان علم پزشکی مورد استفاده قرار گرفت. حتی لس برک نیز که بعد ها با تکیه بر تجربیات و فرضیات کازینز به دستاورد های عظیمی دست یافت در ابتدا به جادوی خنده در درمان بیماری ها اعتقادی نداشت. برک در این خصوص گفت: «اگر ۱۰ سال پیش به من می گفتند که ۱۰ سال دیگر تمام سازمان ها و نهاد های پزشکی خنده را در درمان بیماری ها و تسکین درد بیماران موثر خواهند دانست باور نمی کردم. هیچ گاه فکر نمی کردم که روزی پزشکان همراه با تجویز قرص های مسکن بیماران را به تماشای فیلم لورل و هاردی دعوت کنند. اما امروز این ذهنیت به واقعیت پیوسته است: خاصیت دارویی خنده به لحاظ علمی به اثبات رسیده است و پزشکان برای درمان بیماری ها آن را توصیه می کنند


خالقی خانه ی خنده