دو سال را می توانستم بدون دغدغه صبح ها کیف مردانه ام را روی شانه ام بیندازم و پاورچین پاورچین بدون هیچ استرسی از خانه بیرون بیایم و در تلاطم روزمرگی هایم غرق شوم و عصرها دور از بدو بدوها و زودباشهایی که دیر نشوند راهی خانه و خانواده ام شوم!
بالاخره امروز رسید!
ولی با این سوال: در همه جای دنیا لنگر کشتی زندگی به سمت زنانه اش کج تر است؟؟؟؟
می خواهم سرسختانه تر از قبل تلاش کنم و هر ثانیه را زندگی کنم، اینبار کمی خودخواهانه تر،کمی خودشیفته تر البته از دریچه ی نگاه آنان که از بیرون به من می نگرند!👌
دلنوشته های من
۳۱ شهریور ۹۹